مطالب مشابه

5 دیدگاه

  1. بنیامین مباهی

    سلام
    متن رو به دقت خوندم، دو سه بار هم خوندمخیلی خوب بود
    مخصوصا طبقه بندی افراد به رشد گرا و بقازی
    بقازی رو خیلی خوب تعریف کردی
    ابداع جالبیه و از ذهن جستجوگر و انتزاعی مثل تو برمیاد
    این ابداعات ذهنی نویسنده رو دوست دارم
    یه جورایی کلمه رو مال خودش میکنه
    و کم کم توی عمق ذهن و جان مخاطب رسوخ میکنه
    برا این گفتم کم کم و مثل چکیدن اب روی صخره
    چون اثرش ماندگارتره تا اینکه مثل بارون عادی بیاد و بره و خشک بشه
    سرت رو درد اوردم??

    پاسخ
    1. شیوا مژدهی

      شیوا مژدهی

      سلام بنیامین عزیز
      ممنونم که وقت گذاشتی و خووندی. برای هر بار خووندنت ممنونم ازت. خووندن همچین توصیفی از جانب شما برای من انگیزه زیادی ایجاد می کنه. شمایی که دوست اهل قلم و مطالعه من هستی…

      پاسخ
  2. رضا انصاری

    سلام
    از نوشته ی زیبات ممنونم شیوا .
    خیلی وقت ها به این فکر میکنم که وجه تمایز این دو گروه رشدگرا و به تعبیر شما بقازی چی هست؟ چه رفتار ها یا تفکراتی راه این دو گروه رو از هم جدا میکنه .
    لابلای کلماتی که توی ذهنم رژه میرن ، این چند تا کلمه کمی ذهنم رو در مورد این دو گروه مرتب تر میکنه.
    اینکه ظاهرن تفاوت در رعایت کردن یک سری بدیهیات و مسایل پایه ای است که باعث رشد افراد شده .
    چند تا مورد که الان به ذهنم میرسه :
    ۱- هیچ چیز و هیچ کس از روز اول کارش عالی نبوده
    ۲- فرد رشد گرا صرفا همیشه و همه جا برنده نبوده
    ۳- فرد رشد گرا هم آدمه و خیلی جا میترسه
    و …
    ظاهرن افراد رشد گرا به نسبت بقازی ها به این قوانین زندگی ” ایمان و اعتقاد ” بیشتری دارند و همین بی ایمانی ها باعث توقف افراد بقازی شده است .

    پاسخ
    1. شیوا مژدهی

      شیوا مژدهی

      سلام رضای عزیز.
      ممنونم با حوصله نظرت رو نوشتی. از منظر جالبی دیدی موضوع رو. چون تو خودت یکی از ادم های رشدگرا هستی این رو زندگی کردی و درک درستی داری از این موضوع. بازم ممنونم

      پاسخ
  3. سحر

    شیوا جان چقدر کیف میکنم از این دغدغه های مشترک، منولوگهای خودم وقتی این متن رو خوندم برات مینویسم:
    واژه قضاوت ، همیشه برام بار سنگینیو داشته و سعی کردم از حکم بله و خیر… این، نه آن، که نتیجه قضاوته دوری میکنم… تا الانی که هستم به این نتیجه رسیدم که شاهدی بی طرف باشم و سعی کنم حق رو از هر طرف بشنوم و بقاپم. تو این ماجرای شاهد بودن همه بار رو میزاری رو دوش خودت، خودت بعنوان کسی که مسئول جریان زندگیت هست نه چگونگی بودن دیگران. این من هستم که تصمیم میگیرم حق رو چی تعریف کنم، تصمیم میگیرم دنباله روی حق باشم و تصمیم میگیرم چطوری بهش عمل کنم. به نظرم حتی اون افراد بقازی هم گاهی حق هایی بر زبان و اعمالشون جاریه که من باید ببینم و یاد بگیرم. دسته بندیه افراد برای من خیلی جواب نمیده، فقط رو خودم فوکس میکنم که حواسم به کاری که میکنم باشه و بدونم تو مسیری که برا خودم تعریف کردم هستم یا نه. محیط و آدم ها بدون هیچ طبقه بندیه خاصی، برای من همیشه الهام بخش بودن.
    سرت رو درد نیارم. همین. لذت بردم از نوشته ت

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *